در تصور همگان، کار در عرصه فضای سبز- به خصوص برای مسولین و ناظرین فضای سبز ،سرشار از شیرینی و نشاط و  تنوع  و  ذوق و شوق است .

بدون آنکه قصد بر هم زدن تصور خیال انگیز و رویایی همگان را داشته باشم ،متاسفانه  باید بگویم که به هیچ وجه چنین نیست .لا اقل در حوزه فضای سبز شهری اینطور نیست  جدای از آنکه این حرفه ( از جنبه باغبانی) وابستگی شدید به شرایط  اقلیمی – خاکی- محیطی و... دارد از عوامل مدیریتی و اقتضائات شهری نیز به شدت تاثیر میگیرد.و اتفاقا همین بخش و جنبه از کار است که این حرفه را به یکی از شغل های پر استرس و چالش برانگیز شهری تبدیل کرده. تنها همین دغدغه ها و فکر و خیال ها  کافی است تا  کار و زندگی" فضای سبزی ها "را با رنج  و دشواری روزانه  همراه کند حتی  فشار های ناشی از سختی و حساسیت های کار در بیشتر افراد به خانواده هایشان نیز سرایت کرده وبه این دلیل  مشاهده مناظر و چشم انداز های فضای سبز شهری که برای عموم شهروندان زیبا می نماید، دیگر برای آنان  مطلقا دلپذیر و جذاب جلو ه نمی کند.


- پروزه های عمرانی یک به یک به اجرا گذاشته می شود و در روزهای نزدیک به پایان ، بدون آماده شدن کامل زیر ساخت های مناسب بستر کاشت ( کیفیت خاک- زه کش- وجود نخاله احتمالی)، فضای سبز می بایست بی وقفه همه  مراحل کاری را به پیش برد


- برخی معارضات و موانع پیش بینی نشده  در طراحی مثل اختلاف ارتفاع –عدم انطباق طرح با وضع موجود – مشکلات احتمالی تملک – عدم  دسترس به آب – مشکلات مربوط به مجوز های اداری و مقاومت شهروندان محلی که اجرای پروزه با ملک یا منافع و آسایش آنان دارد.

- کمبود منابع مالی پیمانکاران، در کنار عدم وصول به موقع صورت وضعیت هاشان .


- تغییرات احتمالی طرح به دلیل برخی اقتضائات محلی و یا تصمیمات جدید که خود پروزه ای جدید را در جریان اجرا بوجود میاورد.


- پیمانکارانی که قبلا با رقم های پایین برنده  مناقصه شده اند ، اکنون برای جبران زیان های احتمالی ( و یا تامین سود بیشتر  ) - مجبور به کاهش کیفیت خدمات و اجناس و اقلام و مصالح و تعداد نیروی انسانی پروژه  می شوند و کنترل و نظارت بر این موضوع ،از جمله دشوار ترین مسولیت هایی استکه متوجه  همین فضای سبزی هاست


- کشت و کار سریع و گسترده در زمین های شنی و دارای بافت سبک و زمین هایی که به ناچار و به دلیل ضرورت سرعت اجرای پروزه، با خاک نامرغوب و همراه با نخاله تامین شده است ،  در کنار آبیاری و نگهداری پر زحمت   گونه های گیاهی و انتظار داشتن فضای سبزی که  مشابه تصاویر و چشم انداز های  اروپایی  باشد  ،ازدیگر مصیبت های گریبانگیر ماست .


در این میان فقط کافی است ناخواسته ، زمینی فرو کش کند - لوله ، مخزن  و یا تانکرآب آسیب ببیند- مصالح و گونه های گیاهی به موقع  و به اندازه کافی نرسد- و.... که جبران این همه و توضیح آن برای مدیر مافوق ، از دشوار ترین کارهایی است که (اگر کسی توضیح را قابل قبول بداند)توانایی و مهارت خاص نیاز دارد.


- وقتی هم که پروزه اجرایی با همه مشکلات و نواقصش به پایان رسید ، تازه اول مشکلات مربوط به نگهداری است که شروع می شود اما  تفاوت فضای سبز با سایر بخش های شهرداری در این است که پایان بخش عمرانی ، آخر کار نیست بلکه آغاز نگهداری و شروع بخش جدیدی از مشکلات است و  در صورت وجود نقص در  جریان اجرا ، رنج و مصیبت نگهداری   دوچندان  می شود  . و  حل و فصل این همه متوجه ناظر و مسئول فضای سبز منطقه است .


 آنچه  این سختی ها را مضاعف و  طاقت فرسا می کند، فشار ها ، دستورات  ، مواخذه ها و به اصطلاح سین – جین های  مدیران و روسای محترم شهری  است  که فارغ از این همه( آنچه اشاره شد)، می خواهند فضای شهری را مطابق با آنچه در سفرها شان دیده اند و در ذهن خود ترسیم کرده اند ،  ببینند.

- و تازه نوبت  شهروندان  میشود که به حق مشتریان  و مدعیان اصلی خدمات ما محسوب می شوند .  مراجعه مستقیم به دفتر -  تلفن - پیامک- ارتباط بی سیم 137 و.... که هرکدام از آبیاری وشاخه های مزاحم ، باز شدن مسیر جلو منزل و..... شکایت دارند و مسئول و ناظر فضای سبز - علی رغم به جا نبودن خواسته هاشان - می بایست  همزمان با سایر وظایف اجرایی ،با خوش رویی و سعه صدر تمام به آنان پاسخگویی کند.


 و اینهاست که به نظر من  سبب شده کار ناظر و مسولین فضای سبز  در رده کارهای  پر استرس و "سخت و زیان آور" قرارگیرد.


 قصد من البته استفاده از حقوق و مزایای مشاغل سخت نیست ، تنها و مهمترین دستاورد ، می تواند همین باشد که نگاه مسولین و همگان در مورد این حرفه و دست اندر کاران( مسولین فضای سبز -  ناظرین مقیم -مدیران اجرایی و نظارتی سازمان پارکها - پیمانکاران نگهداری - پیمانکاران احداث و تولید کنندگان گل و گیاه و....)  در مقایسه با گذشته تفاوت کند  و  اصطلاحا  این نگاه  "گل و گلابی" نباشد.

همین .